1- گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه مراغه، مراغه، ایران 2- گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده برنامهریزی و علوم محیطی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران 3- گروه برنامهریزی و طراحی شهری و منطقهای، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
چکیده (581 مشاهده)
اهداف: مدیریت پسماند شهری یکی از چالشهای بحرانی شهرهای میانی ایران نظیر مراغه است. افزایش جمعیت از 150 به 175 هزار نفر، تولید روزانه 120 تن پسماند و کمبود زیرساختهای فنّی، ضرورت اتخاذ رویکردی جامع را دوچندان ساخته است. این پژوهش با هدف تحلیل برنامهریزی مدیریت پسماند شهری مراغه و ارایه الگوی پارادایمی مبتنی بر نظریه دادهبنیاد انجام شد. روششناسی: پژوهش از نوع کیفی با رویکرد نظریه دادهبنیاد استراوسی طراحی شد و در سال 1404 در شهر مراغه انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 10 نفر از ذینفعان کلیدی شامل مدیران شهری، کارشناسان، شهروندان و فعالان زیستمحیطی جمعآوری شد. نمونهگیری هدفمند تا اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل با کدگذاری سهمرحلهای و نرمافزار MAXQDA ورژن 2020 انجام گرفت که منجر به شناسایی 72 کد اولیه، 17 کد ثانویه، 11 مقوله فرعی و 7 مقوله اصلی شد. یافتهها: پدیده محوری «توسعه پایدار مدیریت پسماند شهری» در الگوی پارادایمی قرار داشت. شرایط علّی شامل فشارهای جمعیتی و تقویت زیرساختها؛ شرایط زمینهای دربرگیرنده بسترهای مدیریتی و فرهنگ زیستمحیطی؛ شرایط مداخلهگر شامل مقاومتهای اجرایی و کمبود هماهنگی؛ راهبردها متمرکز بر توسعه سیستمهای یکپارچه و مراکز تخصصی؛ و پیامدها در سه بُّعد بهبود عملکرد سیستم، توسعه فرهنگ زیستمحیطی و تحقق توسعه پایدار شناسایی شدند. نتیجهگیری: مدیریت موثر پسماند نیازمند تحول سیستماتیک یکپارچه است که ابعاد فنّی، مدیریتی، اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی را همافزا نماید.