اهداف: اهمیت همپیوندی فضایی در بازآفرینی بافتهای فرسوده و تاریخی صرفاً به اتصال فیزیکی با مناطق پیرامون محدود نمیشود، بلکه ایجاد رابطهای زنده، مستمر و معنادار میان اجزای درونی بافت و نظام شهری گستردهتر و توجه به ارزشهای موجود در بافتهای تاریخی را دربرمیگیرد. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تبیین و شناخت مؤلفههای همپیوندی فضایی در بازآفرینی شهری بافت تاریخی خمینیشهر انجام شد. روششناسی: این پژوهش با رویکرد پراگماتیستی و روش آمیخته (کمّی-کیفی) انجام شد. برای گردآوری دادههای توصیفی از روش کتابخانهای و اسناد مرجع و برای دادههای تحلیلی از روش پیمایشی و پرسشنامه استفاده شد. جامعه نمونه شامل ۳۷۳ نفر از شهروندان بافت تاریخی خمینیشهر بود که با نمونهگیری طبقهبندیشده انتخاب شدند. پژوهش از آبان تا بهمن ۱۴۰۴ انجام شد. یافتهها: نتایج حاصل از شبکه عصبی پرسپترون چندلایه و تحلیل واریانس نشان داد: نخست، مؤلفه هویتمندی فضایی در میان چهار مؤلفه همپیوندی فضایی از کیفیت تحقق نازلی در محلات بافت تاریخی خمینیشهر برخوردار بود که بیانگر ضعف در حفظ ارزشهای تاریخی-فرهنگی و نظام محلهای سنتی است. دوم، محله ورنوسفادران از نظر برخورداری از مؤلفههای همپیوندی فضایی در وضعیت نامناسبتری قرار داشت. سوم، بهجز مؤلفه معماری فضایی، بین محلات خوزان، ورنوسفادران و فروشان از نظر برخورداری از مؤلفههای همپیوندی فضایی تفاوت معنادار وجود داشت. نتیجهگیری: تبیین رویکرد همپیوندی فضایی در بازآفرینی بافتهای تاریخی میتواند فراتر از اتصال فیزیکی و چیدمان فضایی، با رویکردی جامع، جنبههای فیزیکی، ارزشهای اجتماعی-فرهنگی و هویتمندی فضایی را دربرگیرد.