:: دوره 35، شماره 3 - ( 1399 ) ::
جلد 35 شماره 3 صفحات 0-0 برگشت به فهرست نسخه ها
تبیین جایگاه کارکردی دولت در مدیریت و برنامه ریزی آمایش سرزمین در چارچوب انگارۀ نئولیبرالیسم
دکتر احسان لشگری تفرشی*
دانشگاه یزد ، ehsanlashgari80@yahoo.com
چکیده:   (308 مشاهده)
اهداف و زمینه ها: از دهه 1980 با تفوق فزایندۀ دیدگاه های نئولیبرالیستی و با کاهش سرمایه گذاری دولت در امور عمومی هرچه بیشتر از کارکردها و نقش تصدی گری دولت در اقتصاد کاسته و به نقش نهادها، شرکتها و نیروهای غیردولتی در مدیریت و تولید فضا افزوده گردید. از جمله موجب تضعیف اثرگذاری مستقل نهادهای وابسته به حکومت در مدیریت و آمایش فضای سرزمینی گردید. در این پژوهش کوشش گردیده با مراجعه به مستندات معتبر نظری دسته بندی نوینی از کارکردهای دولت و چگونگی مطالعۀ آن در مدیریت و آمایش فضای سرزمینی در چارچوب دیدگاه نئولیبرالیسم ارائه گردد. این پژوهش از نوع تئوریک و روش جمع آوری داده ها و اطلاعات در این پژوهش اسنادی و کتابخانه ای و شیوۀ تحلیل اطلاعات نیز توصیفی - تحلیلی بر مبنای رویکرد استنتاجی می باشد.
نتیجه گیری:  از آنجائیکه آمایش سرزمین متأثر از انگیزۀ سودمحور اقتصادی مبتنی بر تجارت آزاد می باشد لذا دولت فاقد جایگاه و کارکرد مستقل در برنامه ریزی آمایش فضای سرزمین می باشد. در این راستا نهادهای دولتی صرفاً از طریق برنامه ریزی آمایش سرزمین بدنبال گسترش و تداوم چرخۀ سودآورتر نمودن مناطق مستعد و ایجاد تسهیل در بازگشت سریع تر سرمایه از طریق سیاست های مالیاتی و هماهنگی با خواست شرکت ها و نهادهای اقتصادی می باشند. در تدوین سیاست های آمایش سرزمین توسط دولت ها در الگوی نئولیبرالیستی مناطق مختلف در زیرمجموعه سطح سرزمین از ارزش یکسانی در جذب سرمایه برخوردار نبوده و قطبش فضایی در جمعیت، حرکت و فعالیت در فضای سرزمینی همواره وجود خواهد داشت. بر این مبنا آمایش سرزمین در الگوی نئولیبرالیستی موجب اهمیت یابی مفهوم سطح بندی، رتبه بندی و افول مفهوم عدالت فضایی مورد نظر الگوی کینزی در مطالعات آمایش سرزمین گردیده است.
واژه‌های کلیدی: نئولیبرالیسم، دولت، کارکرد، آمایش سرزمین
     
نوع مقاله: مروری تحلیلی | موضوع مقاله: جغرافیای سیاسی
دریافت: 1398/11/23 | پذیرش: 1399/4/12 | انتشار: 1399/4/12


XML   English Abstract   Print



دوره 35، شماره 3 - ( 1399 ) برگشت به فهرست نسخه ها